۱۳۹۱ تیر ۲۳, جمعه

یک معلم خوشحال می نویسد...

امروز کادوی روز معلمم را با دو ماه تاخیر از ذاکر گرفتم. یک کتاب درباره قدرت محبت و عشق. حدس می زنم خواسته یک چیز زنانه بخرد که در عین حال مناسب کادو دادن به یک معلم هم باشد و به خاطر همین رفته و یک کتاب با این مشخصات خریده.
با خجالت تمام کتاب را از کیفش در می آورد و اول عذرخواهی می کند که دیر شده، بعد عذرخواهی که بلد نبوده کادویش کند و بعد از همه اینها کتاب را می گیرد سمت من. 
به اندازه ی همه ی کتابهایی که همه ی آدمهای دنیا تا به حال هدیه گرفته اند ذوق دارم. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر